بله ! سلام و بسیار سلام ! درود و فراوان درود !
امروز خاطره ای دارم . یادش به خیر و خوشی . من بودم و .... استاد عزیز بنده ... جناب آتشی بود و بادی و خاکی و .... اگه اسمش بیاد ذهنم ... ذهن یاری نمی کنه .... ها ! الهه عزیز !

بله . صحرا بود و ما . الهه جان مارو می برد . ما و عزیزان همراه هنوز در کف این هیبت بودیم . همین حول و حواشی بود که منوچهر عزیز داد زد : گیر کردیم ( اگه عرب هستید این جمله قبل رو نخونید !!!! ) بله من و دوستان دست و پا رو گم کردیم و یه جیغ هماهنگی کشیدیم . جاتون خالی چه فیض عظیمی داد ! بله . حدود ... بله حدود 2 ساعت که در آن مکان داغ و بی حیات و بی آب ماندیم . تا اینکه الهه عزیز از من در خواست موبایل کرد تا ... به دوستای بامرامش زنگ بزنه و خلاصه ما رو نجات بده ! همین که ما نشسته بودیم دیدیم دو تن از یاران باوفای الهه ی عزیز خرامان خرامان سوی ما می خزند (به به !) بله . حالا هم فراموش نمی کنم که اگر الهه نبود حالا چه بلایی سر ما می آمد . یا عقرب ها تکه تکه مان می کردند ! یا از شدت جیغ جناب استادان پرده ی گوشمان را از دست می دادیم ! یا از شدت بی آبی دست به کارهای دیگری می زدیم و... خلاصه همه مدیون الهه هستیم !

بله . در حین راه به دریا رسیدیم و سر و صورتی را به آب خنک صیقل دادیم و ... خلاصه ترکوندیم ! جای همه دوستان خالی . صحنه های جذاب و جالبی در دریاکنار هم مشاهده نمودیم و .. خلاصه خستگی راه از تنمان بیرون خزید !!!!!
شب را همان حوالی به سر کردیم . بین خانواده ای خونگرم و مهربان و ... خدا خیر عطا کنه بهشون چقدر به منوچهر عزیز صفا دادن !!!! بله . هنگامی که عروس زیبای آسمان زلف های خود را افشاند ! ( آوووو .. ) همه به راه افتادیم تا به دیارمان بازگردیم . همه شال و کلاه و جوراب و شورت و ... پوشیدن نمودیم و به راه افتادیم . لحظه خداحافظی که فرا رسید . همه سراسر اشک بودیم . ببخشید من اینجا یک شعری به خاطرم رسید از جناب قدرت الله پسیانی میرزا شاعر قرن چهارم ماهی ( ماهی نه ... ماهی !) :
اشک ... خداحافظی سخته !
من دارم میرم ! آه ... چقدر خداحافظی سخته !!!!!!!!

کف مرتب ( شله .... شله ) بله . در حین راه بودیم که منوچهر عزیز کار فوریش آمد ! ولی من هیچگاه نفهمیدم که استاد چرا اینگونه می شاشند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!؟؟؟؟؟؟
( با تشکر فراوان از : استاد سهیل محمودی ! ) 
*کاری از : نوکر شما حسین انزو !*




















* کاری از : حسین انزو *



.(خوب بابا حالا کم ناسزا بگید تا کارمونو شروع کنیم
).
)جون من تواضع رو حال کردید!!!!!!!!!!



( نکن نکن خیس میشیا!!!!!!!!!!!!!)


البته به این شکلک زیاد توجه نکنید!!!!!!!!
























نوسندگان